-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه محرم -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه صفر -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه ربیع الأول -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه ربیع الثانی -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه جمادی الأول -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه جمادی الثانی -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه رجب
-
سایت قرآنی تنـــــزیل -
سایت مقام معظم رهبری -
سایت آیت الله مکارم شیرازی -
سایت آیت الله نوری همدانی -
سایت آیت الله فاضل لنکرانی -
سایت آیت الله سیستانی
مدح و شهادت حضرت امام جواد (محمد تقی) علیهالسلام
هـزار نـقـشـه کـشـیـدیـد دام بـگـذاریـد عـزیـز فـاطـمـه را تـشـنـهکـام بگذارید هـمان عزیز که بعد از نـوشـتن نامـش مـوظـفـیــد عـلـیــه الـســلام بـگــذاریـد همان کسی که در این شهر آبرودار است رواست سر به قـدومش مـدام بگـذارید همان که بی کـرم او مـیان سفـرۀ خود مـحـال بود کـمـی هم طـعـام بـگـذارید همان که قبلۀ عرش است و رو به او باید قـدم بـه نـیـت بـیـت الـحـرام بـگـذاریـد فدای جدّ غـریبش که نیمهجان میگفت به جسم من عوض خیمه، گام بگذارید
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و شهادت حضرت امام جواد (محمد تقی) علیهالسلام
ای چشمهسار بخشش و ایثار و جودها ای ابــتـدای رشـتــۀ بــود و نـبــودهـا خلق جهان، به امر خدا شد به خاطرت سر مـنـشأ کـرامـت و بذلی و جـودها معیار قرب و دوری حق از ولای توست معنی گـرفـتـه با تو فـراز و فـرودهـا سمت نگاه تو که مسیری است تا خدا رمـز تــقـربِ هـمـه اهـل سـجــودهــا نـامـت که در مـیـانـۀ هـر بـیـتی آمـده شد افـتـخـار جـمـلۀ شعـر و سـرودها سر رشتۀ تمامیِ دلها به دست توست با مـهـر تو تـنـیـده همه تـار و پـودهـا قـدر تو را ولی هـمگـان نـا شـناخـتـند تا جرعههای کـینه نصیب تو ساخـتند در پـیچ و تاب حـادثـهها مـبـتلا شدی تا لحظهای که کـشتۀ زهـر جـفا شدی در عمر کوتهت که نه چندان بهار دید با هر خـزان و رنج و جـفا آشنا شدی در بیکسی و غربت تو این سخن بس است حـتـی مـیـان خـانـه اسـیــر بـلا شـدی با همسری که همدم و یارت نبوده است هر لحظه با غـمِ دل خود همنـوا شدی تا شعلههای زهر غمش بر جگر نشست درد آشـنـای سـوز دلِ مـجـتـبـی شدی جان با لبـان تـشـنه بـدادی به بیکسی تا زاین جهت چو کـشتۀ کربـبلا شدی از داغ تو شـراره به قـلب فـلک فـتاد جانم فـدای غربتت ای حضرت جواد مـعـنـا گـرفـته قـرب خـدا با نـگـاه تو بـاشد تــمـام اهـل جـهـان در پـنـاه تـو آن خالقی که خلق دو عالم نموده است فـرمـوده آفـریـنـشِ خـود بـا گـواه تـو ماندی غریب از چه به شهر و به خانهات با آن که بوده خـیل مـلک از سـپاه تو وقتیکه خونجگر شدی از زهر همسرت سر زد تمام غربت و غـم در نگاه تو بر بـیگـنـاهـیِ تو شـهـادت دهـد خـدا بر هر دلی ز داغ تو محـنت دهد خدا
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و شهادت حضرت امام جواد (محمد تقی) علیهالسلام
هستـند کـریـمان دو عـالـم سرخـوانت یکـبار نـخـوردهست گـره کـیـسۀ نانت اصلا حـرم شـاه خراسان حرم توست هر صحن که گشتیم در آن بود نشانت انگار که گهـواره تو عرش زمین بود وقـتـی پــدر پـیـر تـو مـیداد تـکـانـت تکـبـیر تو از داخل گهواره رسیدهست هـسـتـم اگـر امـروز مـسـلـمـان اذانت یکـبـار پـدر گـفـتـن تو گر نـمیارزیـد صد بـار نـمیرفت به قـربـان زبانت! از چشم پدر دور مشو؛ گرگ زیادست بر این پـدرت حـق بـده باشد نگـرانت در راه مــبــادا قــدمـت خــار بـبـیــنـد آن صورت چون برگ تو آزار بـبـیند یک روز میآیـد که مـیافـتـد بـدن تو لبتـشـنه بـمـانی و بـخـشـکد چـمن تو ای یـوسـف زهـرا، دل یعـقـوب فـدای آن لـحـظـۀ خـاکـی شـدن پـیـرهـن تـو
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
زبانحال حضرت امام جواد (محمد تقی) علیهالسلام قبل از شهادت
طائر عـرشـم ولى پر بـستهام یـاد دلـدارم ولـى دلـخـسـتـهام آسـمانم بى سـتاره مانده است درد، من را سوى غربت رانده است نالـهها مانده است در چاه دلم قـاتـلــى دارم درون مــنــزلـم من رضا را همچو روحى بر تنم هـسـتى و دار و نـدار او مـنم ضامن آهـو مرا بوسیده است خندهام را دیده و خندیده است بر رضا هرکس دهد من را قسم حاجتش را مىدهد بى بیش و کم لالـهاى در گـلـشن مـولا مـنـم غصه دار صورت زهرا منم زهر کین کرده اثر رویم ببین همچو مادر دست بر پهلو، غمین در میان حجـرهاى در بستهام بىقـرارم، داغـدارم، خـستهام این طرف با فاطمه باشد جواد آن طرف دشمن ز حالش گشته شاد کس نبـاشـد بین حجـره یاورم من جـوانمرگم، شـبیه مـادرم ریشهها را کینهها سوزانده است جاى آن سیلى به جسمم مانده است حـال که رو بر اجـل آوردهام یـاد بـابـاى غــریـبــم کــردهام نیست یک درد آشـنا اندر برم خـواهـرى نبود کـنار پـیکـرم تشنه لب در شور و شینم اى خدا یـاد جدّ خود حـسـیـنم اى خدا
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و شهادت حضرت امام جواد (محمد تقی) علیهالسلام
به جایی رو نخواهم زد اگر اسمم گدا باشد اگر رزقم به دستانِ جوادِ إبن رضا باشد همان آقا که در آشوبِ هر کارِ گرهخورده قسم خورده میآید بهترین مشکلگشا باشد جوادِ إبن رضا آنکه در آن عمرِ کمَش حتی برای دردمندان خواسته؛ عـینِ شفا باشد کجا دیدی که سائل با دلی آرام و آسوده بدونِ عرضِ حاجت؛ آن به آن حاجتروا باشد میانِ خانه و مسجد؛ زمانِ رفع همّ و غم برایش ذرهای فـرقی ندارد که کجا باشد مرامش بخشش است و کیست غیر از او که روز و شب برایِ دشـمنـش حتی مـقـیّد به دعـا باشد برایش مینوشت این را خدا در سرنوشتش کاش نباید همسرش با مکـرِ شیطان آشنا باشد همان همسر که میآورد جای آب؛ جام زهر مقدّر شد که أمّ الفـضل یـارِ بیوفـا باشد
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
زبانحال حضرت امام جواد (محمد تقی) علیهالسلام قبل از شهادت
از من گرفته همسر من خورد و خواب را زهـر جـفـا ز جـان و دلم برده تاب را وای از عـناد دختر مأمون که از جـفا مـسـمـوم کـرد زاده خـیـر الـمـئاب را تنها نه جان من که از این شعله سوختند جـان رســول و فـاطـمـه بـوتـراب را ای آنکه الـتهـاب عـطش را شنـیـدهای بنگر به عضو عضو من این التهاب را افکنده است شعله به جان من و هنوز از من کـند دریـغ یکی جـرعـه آب را یا رب تو آگـهـی که بـرای بـقـای دین بر جان خـریدم این ستم بیحـساب را جان میدهم به غربت و عطشان که خون من تـضـمـیـن کـنـد تـداوم اسـلام نـاب را باشد ز فیض دوستی ما اگر به حـشر آسـان کـنـد خـدا به مـؤیـد حـسـاب را
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و شهادت حضرت امام جواد (محمد تقی) علیهالسلام
ای که در چشـم ملائک نوری شـجـر طـوری و نـور حـوری دل شــیــدازدگـان را شـــوری بسکه در جود و کرم مشهوری جـود، مسکـین در خانۀ توست خـاکبـوس در کـاشانـۀ توست ما نه در عـشق سـفـیران توأیم کـه گـرفـتـار و اسـیـران تـوأیم خـاکبـوسان و حـقـیـران توأیم مـستـمـنـدان و فـقـیـران تـوأیـم بـر گـدایـان درت احـسـان کـن هـمه را بر کـرمت مهـمان کن کـوی تو قـبلـۀ دلهـاست جواد حرمت عـرش مـعـلاست جواد بسکه گـلزار تو زیباست جواد وصل آن آرزوی ماست جـواد ایکه مهرت به سرشت همه است کاظـمین تو بـهـشت هـمه است ایکه بر عرش برین قـائـمهای ای کـه امــیـد دل مـا هــمـهای تو صـفـای سحـر و زمـزمهای تو جـگـر سـوخـتـۀ فـاطـمـهای دیدهات گر که ز طـفلی تَر بود دل تـو خـونـجـگـر مــادر بـود دوست دارم ز غـمت گریه کنم همه شـب بر الـمـت گـریه کنم ز فـراق حـرمـت گـریــه کـنـم بر تو و عـمر کـمت گـریه کنم گر چنین خـسـتهدل و پُر دردم یـاد عــمـر کــم زهـــرا کــردم ای شــفــای دل بــیــمـار هـمـه شـاهــد چــشـم گـهـربـار هـمـه چـلـچـراغـی به شـب تـار همه همهجا مونس و غمخـوار همه به «وفـایی» تو کـرامت داری لـطـف در روز قـیـامـت داری
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و شهادت حضرت امام جواد (محمد تقی) علیهالسلام
مرا از بین خواهد برد غم این اضطراب آخر دعایم میشود دربارهات کی مستجاب آخر بگو این دستهای خستهام از پشت ابرِغم گره کی میخورد بر بارگاه آفتاب آخر؟ شبیه مادرت زهرا جوان و خسته دل رفتی نیاوردی در این دنیای غمآلوده تاب آخر فدای کودکیِ تو که کرد ای اصل اُتوالعِلم جوابت کل عالِمهای عالَم را مجاب آخر فدای دو امامی که تن زخمی در آن گرما لب خشکیدهشان میگفت ذکر آب آب آخر اگرچه روضه یکسان است ولی معلوم شد فرق زنانی مثل ام فضل و جعده با رباب آخر تمام کار من گریه، غم و دوری و بیتابی چه خواهند کرد با من بچههای بوتراب آخر؟
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و شهادت حضرت امام جواد (محمد تقی) علیهالسلام
وقـتی از داغِ جـوانمـرگ خـبر میآید گـاهی از دیـدۀ تـر خـونِ جـگـر میآید دارد از طوس به بغداد گریبان صدچاک پــدری بــر سـر بـالـیـن پــسـر مـیآیـد ناخودآگاه دلم رفت چرا کـرب و بـلا؟! اربـاً اربـا شـدهای پـیـش نـظـر مـیآیـد اُم رذل است، نگوئید که اُم الفضل است لقـب جـعـده به این زن چـقـدر میآیـد!
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و شهادت حضرت امام جواد (محمد تقی) علیهالسلام
جواد آنکه به نزدش سخا و جود گداست جواد آنکه خدا نیست، خندههای خداست جواد آنکه هم از کودکی امام شده است شبیه حضرت عیسی و حضرت یحیاست جـواد آنـکه کـریـم بن هـفـت اقـیـانـوس جواد آنکه جـواد بن هـشتـمـین دریاست جــواد آنـکـه جـواب تــمـام پـرسـشهـا جـواد آنـکـه امــام تـمـام بــارانهـاسـت جواد آنکه به دل بردن از پـدر مشهـور جـواد آنکـه عـلـیاکـبـر امـام رضـاست جواد آنکه پـدر از پـسر غـریبتر است یکی به غربت مشهد، یکی به سامرّاست جواد آنکه به لبهای تشنه جان داده است جـواد آنکه پر از کلّ یوم عـاشـوراست دلـم شکـسته ولی پر تـلاطم است هنوز که "عشق" فاصلۀ کاظمین کرب و بلاست
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و شهادت حضرت امام جواد (محمد تقی) علیهالسلام
کارم به لـطـف تو به گـدایی نـمیرسد بیتـو گـدا به نـان و نـوایـی نـمیرسد وصف تو در خیال نمیگنجد ای بزرگ تـنهـا مـقـام تـو بـه خـدایـی نـمـیرسـد حال و هوای نوکرتان رو به راه نیست از سـمت کـاظـمـین هـوایی نمیرسد؟ نه دِعـبـِلـم، نه حِـمـیَریام، نه فَـرَزدَقَم بیچـارهام... به من که ردایی نمیرسد ابن الرضای من! به خدا دوست دارمت جز این صدا ز سینه صدایی نمیرسد چـشـمـم به راه تـوست، دم مـردنـم بیا جـانم به لـب اگر تو نـیـایـی؛ نمیرسد آه ای جـوان شهـر! چه کـردند با دلت آه از جـگـر نکـش که دوایی نمیرسد شکر خدا به مـوی تو دسـتی نمیرسد شکـر خـدا به حـنـجـره پـایی نمیرسد شکر خدا که دست به پیراهنت نخورد اصلاً کسی به عـقـدهگـشـایی نمیرسد شـکـر خـدا اگـر چه جـوانی ولی دگر جسمت به خیمه روی عبایی نمیرسد
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و شهادت حضرت امام جواد (محمد تقی) علیهالسلام
منم که باب نیازم، تویی که باب مرادی چه خوش مقام عطایی! چه خوش امام جوادی! منم نداری مـطلـق، تویی کـرامت بیحد که آنچه خواسته بودم تو جز به لطف ندادی چکامهها همه حیران، میان اول و پایان پدر که شمس شموس و پسر که حضرت هادی تو روشـنـای زمـیـنی، تو آفـتـابتـرینی که در شـبـاشب عـالـم بنای نـور نهادی بمیرم و نـسرایم، شکـست قـامت نخـلت بمـیرم و ننـویسم که سر به خاک نهادی دواتْ خون جگر شد برای مَقطع شعرت چه سازم و چه سُرایم، نمانده عرض زیادی
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و شهادت حضرت جواد الأئمه (امام محمد تقی) علیهالسلام
هـزار نـقـشـه کـشـیـدیـد دام بـگـذارید عـزیـز فـاطـمـه را تـشنهکـام بگذارید همان عـزیز که بعد از نـوشتن نامش مـوظـفـیــد عـلـیـه الـسـلام بـگـذاریــد همان کسیکه در این شهر آبرودار است رواست سر به قـدومش مدام بگذارید همان که بی کـرم او میان سفـره خود مـحـال بود کـمـی هم طـعـام بگـذارید همان که قبله عرش است و رو به او باید قـدم به نـیـت بـیـت الـحـرام بـگـذارید فدای جد غریبش که نیمهجان میگفت به جسم من عوض خیمه گام بگذارید
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و شهادت حضرت جواد الأئمه (امام محمد تقی) علیهالسلام
خـدای جـود بده لـقـمـهای ز نانت را تـفـضّـلـی بـنــمـا خـاک آسـتـانـت را که باز شرح دهـم درد بیـکـرانت را ز اشک روضه ز تو نورعین میخواهم دوباره زمـزمـه یا حـسـین میخواهم که خـادمی بـکـنم خـیـل زائـرانت را قلم نوشت ز نو؛ کـربلای دیگر خود شروع کرد سـتم جـنگ نابرابر خود دریـد با جگـرت قـلـب دوسـتـانت را ز پـا فـتـادی و افـتـاد با تو سـاغـرها ز سوز حنجرت آتش گرفت حنجرها چگـونه شرح دهـم لکـنت زبـانت را چه شد که با غم و با غصه هم مسیر شدی میان این همه درد و محن اسیر شدی بهـار من چه کنم این همه خزانت را به سر زنان ز جنان فاطمه برون آمد وَ در کـنار تو با روی لالـهگـون آمد بگو چه چاره کنم روی ارغوانت را ستون عـرش خداوند! کم تزلـزل کن میان آتش نمـرود؛ بشکـف و گل کن اگر چه زهـر گـرفـتـه همه توانت را طـبـیب عـالـمی و بـیطـبـیب افتادی به سمت قبله به حالی عجـیب افتادی نداد آب کـسی کام روضهخـوانت را زمیـنـیـان؛ ز تو با آه جـانـفـزا گـفتند و تـسلیت به شهـنـشاه اِرتـضا گـفـتند که سوخت آتش آن مغز استخوانت را
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و شهادت حضرت جواد الأئمه (امام محمد تقی) علیهالسلام
افـتـاده بود تـشـنـهلـب و آه میکـشـید فـریاد بیکـسـیش به جـائی نمیرسید او رحـمت رحـیـم، جـواد الائـمّه بود میداد از کـرامـت خود بر همه امید من درک کردهام خودم این نکته را که هست نـام جــواد بـر هـمـۀ قـفـلهــا کـلـیـد دریای جود و عاطفه و ناجی غریب قبله؛ مراد؛ شهره به مِهر است و من مرید برشانه داشت بـار غـم غـربـتی قدیم روی لـبـش تـرانـۀ یـاحی و یاشـهـید مجموعهای ز مقتل اولاد فاطمه است پس روضههاش میطلبد گـریۀ شدید باید به پای روضۀ این سرور صبور سر را شکست... گریبان ز غم درید شرمندهام ز حضرت زهرا از این کلام آنقدر ناله زد ز عـطش تا نفـس برید سر را گذاشت گوشۀ حجره به روی خاک گریان به سمت قبله غریبانه پَر کشید
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و شهادت حضرت جواد الأئمه (امام محمد تقی) علیهالسلام
مـشـتـاق روی مـاه جــوادالائـمـهایـم محـتـاج یـک نـگـاه جـوادالائـمـهایـم بابالجـواد شـاهـد این ادعای ماست عـمـریست در پـنـاه جـوادالائـمهایم «راهیست راه عشق که هیچش کناره نیست» مـا رهــروان راه جــوادالائـمــهایــم از کـاظـمـین راهی کـربوبـلا شدیم ما شـیـعـیـان، سـپـاه جـوادالائـمـهایم داغ عطش چه با دل لبتشنه میکند؟ دلــخــون هُــرم آه جــوادالائـمــهایـم در بین حجره؟ در دل گودال؟ پشت در؟ حـیــران قـتــلـگـاه جــوادالائـمــهایـم
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و شهادت حضرت جواد الأئمه (امام محمد تقی) علیهالسلام
ناگـزیـر است بـال و پـر بزند یا که بر خاک حجره سر بزند سوز زهری که کرده بیتابش دائـمـا شـعـلـه بر جـگـر بـزند نـالـهاش را کـسی نمی شـنـوند غـربتش روضه را شرر بزند روضۀ باز، حجره بسته است از عـطـش آه شـعـلـهور بـزند روضه یعنیکه همسری بیرحم جای رفـع عـطـش تَـشـر بزند در عـزای جـوان، جـوان بـاید از غـمـش نـالـه بـیـشـتـر بزند به عـلـی اکـبـرِ حـسـیـن قـسـم که جـوان داغ بـر جـگـر بزند روضه یعـنی که لشگـرِ نـیـزه ضربـهها را به یک نفـر بزند
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و شهادت حضرت جواد الأئمه (امام محمد تقی) علیهالسلام
همسرش با مهربانیهایِ او سازش نداشت لحظهای حتی میان خانه آرامش نداشت بُرده بود ارث از پدر یک رأفتِ دلخواه را حیفِ آن قلبی که ایمن بود و آلایش نداشت در جـوانـی پـیـر شد آقا جـواد إبن رضا زجرها میدید و دیگر طاقتِ رنجش نداشت جودِ مطلق شد گرفـتارِ خساستزاده که بُخل و کینه داشت اما دستِ پُر بخشش نداشت شد برایش قـاتـلِ جـانی شـریکِ زنـدگی آن شریکِ زندگی که ذرّهای ارزش نداشت ذاتِ امّالفضل با خورشید در جنجال بود عینِ ظلمت بود و چشم دیدنِ تابش نداشت سرفهها میشد نفسگیر از گلویش تا جگر سوخت آری هیچ زهری اینقدَر سوزش نداشت بر زمین افتاد و خاکِ حجره دستش را گرفت چشمهایش خیره ماند و قدرتِ چرخش نداشت هیچ روزی در بلایا مثل عاشورا که نیست هیچ روزی مثل عاشورا خدا سنجش نداشت در قساوت! در جدال و قتل؛ آن هم قتلِ صبر هیچکس مانندِ شمرِ بیحیا کوشش نداشت پیکری شد غرقِ در خونِ قـفا در قتلگاه پیکریکه طاقتِ ده مرکبِ سرکش نداشت مانْد عریان؛ روی خاکِ غربت و با گریه رفت خواهری که جز خدا از هیچکس خواهش نداشت!
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و شهادت امام جواد (محمد تقی) علیهالسلام
جز عطش جز درد جز آتش بجز ماتم نداشت آه، زهرِ امفضل از زهرِ جعده کم نداشت مجتبای دیگری در حجـرهای اُفتاده بود غیر وا اُما خدایا سینهاش مرهم نداشت آن حسن دورش شلوغ است از عزیزان این حسن خواهری حتی برای گریه کردن هم نداشت ای جوانِ خانه با این زهر پیرت کردهاند ای بهم پیچیده قدّت شانههای خم نداشت واجـوادِ فـاطـمه دارد رضا را میکُـشد داغ این است این جوان جز قاتلش محرم نداشت خوب شد بابای او بالاسرش امروز نیست خوب شد پیش پدر خوننالهای مبهم نداشت بوی نان میآمد اما دخترک این روزها چند وعده جای نان جز سیلی محکم نداشت
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و شهادت حضرت جواد الائمه علیهالسلام
نُه فلک خیمه زده سمت نگاه تو جواد میدرخشد به زمین چهره ماه تو جواد برکت میچکـد از دست کـریـمـانۀ تو جود و احسان تو گردیده گواه تو جواد بیپـنـاهـان همه در سـایـۀ لطـفت آرام عـشق هم آمده اکـنون به پـناه تو جواد ای تو شفافتر از زمزم و کوثر مولا این منم تـشـنۀ خـورشید پگـاه تو جواد آخـرالامـر بهـشتی شود از مرحـمـتت هر که آمد ز ره شوق به راه تو جواد میشود یـوسـف کـنـعـانی بـازار امـید هر که افتاد در این عرصه به چاه تو جواد بس که دیدی تو جفا از همه سو در عمرت مـانـده بر آیـنـههـا سـرخـی آه تو جواد دشمن خانگیات کشت تو را از ره کین کس نپرسید چه بوده ست گناه تو جواد ای امیر صف عشاق؛ کرم کن "یاسر" در دو عـالم بشود جزء سـپاه تو جواد
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و شهادت حضرت جواد الائمه علیهالسلام
دارم از داغ غمت اشک دمـادم بیشتر چـشمهـایم میزنـد بـارانِ نـم نم بیشتر تو جوادی و کرامت با تو معنا میشود پس دخـیل حـاجـت باب المرادم بیشتر هـمسر نامـهـربان خـیلی اذیت میکـند هرچه او نامهربانتر، شدت غم بیشتر روی خاک حجره میپیچی به خود آقای من نالههایت میشود هر لحظه، کم کم بیشتر مـادرت زهـراست آقـا آمده بالا سرت قامتش را کرده این حالات تو خم بیشتر از به خود پیچیدنت اینگونه حاصل میشود: زهر هر چه تلختر، سوزجگر هم بیشتر
: امتیاز
|
























